این روز ها یکی از بزرگترین معضلات کسب و کار ها بویژه در بخش IT استخدام نیروی انسانی است که البته جزو پر هزینه ترین قسمت های کار می باشد. آگهی های های استخدام از شکل سنتی خود آرام آرام فاصله گرفته است و صفحه نیازمندی ها جای خود را به کانال های تلگرام، لینکدین، توییتر، دورهمی ها که در آنها نتورکینگ یا همان شبکه سازی اتفاق میفتد، داده است. حتی بصورت تخصصی شبکه های اجتماعی در راستای جذب نیرو راه اندازی شده است. خلاصه که دعوایی است بر سر این نیروی انسانی که همه به دنبال یک متخصص همه چیز بلدش هم هستند. 

یک آگهی میزنن واسه یک نیرو که کارای یک تیم رو باید انجام بده.

اما اگر دقت کنید چیزی هنوز شبیه به آگهی های قدیم هست و البته که این از تفکر مدیران و کسانی که به دنبال نیروی کار می باشند منشا می گیرد. ما بدنبال کسی هستیم که فلان تخصص ها را بلد باشد و حتی در مواردی خدای این تخصص ها باشد. خب این تخصص ها بصورت سنتی به سبک شاگرد و استادی آموزش داده میشد. بطور مثال برای کسب تخصص مکانیک و تعمیر ماشین یا حتی کتابداری بایستی مدتی بصورت وردست کنار استاد کار، شاگردی میکردند تا تخصص مورد نیاز را بدست می آوردند. بعد ها جای خود را به دانشگاه ها و موسسات فنی و حرفی ای دادند ( البته هنوز وجود دارد ). در دانشگاه ها هم دوره کارآموزی یا کارورزی به این هدف وجود دارد.

پیدا کردن و جذب نیروهای متخصص بخاطر کم بودن این نیرو و البته گران بودنشان کار دشواری می باشد که البته این ابتدای ماجراست. زمانی که شما یک تیم با سطح متوسط از نظر تخصص و توانایی را در اختیار دارید نباید توقع داشته باشید با اضافه کردن یک ستاره به تیم همه چیز حل شود یا اینکه سرعت تیم چند برابر شود. کسانی که از جمله بنده تجربه کار کردن در همچین تیم هایی داشته باشند می دانند که تقریبا سهم بزرگی از حاشیه های یک تیم در اکثر اوقات مربوط به همین ستاره ها می باشد. خصوصیت های شخصیتی و البته شرایط بوجود آمده در جنگ جذب نیرو در این زمان باعث شده نه تنها جذب، بلکه نگهداری و تمدید قرارداد با این نیروها کار دشواری باشد. از طرفی این دسته از نیروها همیشه به راه اندازی یک کسب و کار شخصی فکر می کنند یا بدنبال شریک شدن در کسب و کار شما می باشند یا اینکه به دنبال یک پیشنهاد کاری بهتر! البته این نتیجه گیری کلی نیست و در مواردی می تواند متفاوت باشد. متاسفانه مساله تنها تعهد نیست و جایی که کار را خرابتر می کند این است که اگر این افراد نتوانند نقش تکنیکال لیدر یا همان سرپرست فنی تیم رابدرستی اجرا کنند تمام تیم دچار مشکل خواهد شد. مثل یک حس رقابت منفی یا حسادت.

اگر قرار هست که بعد از این همه جستجو و هزینه زیاد همچین افرادی را به تیم اضافه کنیم بنابراین بهتر هست راه حل دیگری را انتخاب کنیم. مثل انتخاب نیرو هایی با توان یادگیری بجای نیروهایی با دانش بالا. ما در عصری زندگی می کنیم که برای یادگیری یک دانش و تخصص راه های زیادی وجود دارد. بطور مثال اگر امروز اراده کردید که یک زبان برنامه نویسی جدید را یاد بگیرید کافیست سری به اینترنت بزنید و در مورد آموزش های آن زبان برنامه نویسی گوگل کنید. از فیلم های آموزشی گرفته تا برنامه های آموزشی برای گوشی هوشمند شما. پس چرا بدنبال نیروهایی نباشیم که به مراتب بسیار کم هزینه تر و البته راحت تر جذب می شوند. کم حاشیه بودن این نیروها نسبت به مسایلی که مثال زده شد را هم در نظر بگیرید. در طول این سال هایی که کار کردم به این موضوع برخورد کردم که همیشه انگیزه پیشرفت و یادگیری در نیروهایی که دانش بالایی ندارند یا متخصص نیستند بالاتر از افراد همه چیز بلد است. انگیزه همه چیز را در یک تیم بالا می برد از جمله رقابت سالم، کیفیت، پیشرفت و خلاصه بهبود مستمر.

نتیجه گیری

به جای اینکه زمان و هزینه زیادی را صرف پیدا کردن و جذب نیرو های متخصص بکنیم بدنبال نیرو هایی باشیم که توان یادگیری داشته باشند تا بتوانند همراه با یادگیری  با تجربه محیط و کسب و کار ما تبدیل به یک نیرو ی متخصص شوند. البته نیروهای متخصص همیشه کم تعهد و پر حاشیه نیستند اما همیشه گران و کمیاب هستند. تجربه و نظر خودتون رو به اشتراک بگذارید.

به امید وب نوشته بعدی

محمود اسدی

4 دیدگاه برای «مدیران منابع انسانی بخوانند»

  1. شخصا فکر میکنم ، یک سازمان، مشابه یک جامعه نیاز به نیروهایى با سطح مهارت هاى متفاوتى داره. همه از یک دست اگر باشن که جامعه سالمى نمیشه. اما با محتواى مقاله کاملا موافق و همفکرم.

    1. ممنو بابت ارسال دیدگاهت
      البته آرمین جان در حالت ایده آل، سطح مهارتها باید بالا باشه و نوع مهارتها متفاوت. حداقل در سازمان و البته همیشه چیزی برای یادگیری هست و مسیری برای پیشرفت.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *