ممکنه شما هم مثل من در شرایطی قرار گرفته باشید که ندونید برای تولد دوستتون چی بخرید؟ اون ممکنه از چی بیشتر خوشش بیاد؟ یا اصلا چی براش بخرم که خودش هم بهش نیاز داره یا این روزا خودش هم تو فکر خریدش هست. امسال بدلیل موقعیت شغلی و شرایط جدید و البته علاقه شخصی خودم به مبحث منابع انسانی علاقه پیدا کردم. هفته پیش با مطلب جدیدی برخورد کردم که عنوان جالبی داشت. ارتباط ذهنی در دنیای امروز مهمتر از ارتباط فیزیکی میباشد. یعنی اینکه گاهی از لحاظ مکانی خیلی بهم نزدیک هستیم اما حتی سن یکدیگر را هم نمیدانیم چه برسد خرید انتخاب هدیه تولد! من قصد دارم در این مطلب در مورد اهمیت این موضوع در تیم ها بنویسم و در ادامه با ارایه یک تمرین طریقه تقویت ارتباط ذهنی را تقویت کنیم.

اهمیت ارتباط ذهنی

در حقیقت ارتباط ذهنی همان میزان شناخت ما از خلق و خوی اطرافیانمان می باشد. اطرافیان ما یا همان هم تیمی هایمان را تا چه اندازه می شناسیم؟ اهداف آنها از کار کردن در این تیم چیست؟ چه چیزی در کار می تواند آنها خوشحال، ناراحت، مضظرب و یا نگران کند؟ رنگ و یا حتی غذای مورد علاقه ی آنها چیست؟ آنها چه نوع سرگرمی و یا تفریحی را ترجیچ می دهند؟ اصلا دانستن این نکات میتواند چه کمکی به ما در روند کار کند؟

نکته و اهمیت موضوع همین سوال آخر می باشد. در طول روز زمانی حدود ۷ یا ۸ ساعت رو با تیم میگذرونم و این یعنی بخش زیادی از زندگی من. میزان شناخت من ار هم تیمی خودم باعث میشه که من بتونم ارتباط و تعامل با کیفیت تری رو برقرار کنم. اینکه بتونم چه نوع شوخی و تا چه اندازه میتونم با اونا شوخی کنم. کجا نیاز به حمایت بیشتر من دارند. کجا میتونم ازشون کمک بگیرم. اصلا سر میز ناهار ممکمه چه موضوعی برای هم تیمی من جذاب باشه که من با اون در موردش صحبت کنم. شناخت کامل تر افرادی که در طول روز با اون ها زندگی می کنیم می تونه کمک کنه که ارتباط بهتر و با کیفیت تری رو برقرار کنیم. (یا حتی انتخاب کادو تولد رو آسون تر و برای اون جذاب تر می کنه)

 

تمرین

یک تمرین ساده برای شناخت بهتر و ارتباط ذهنی در تیم Personal Map می باشد. تیم رو جمع کنید و به هرکدم یک کاغذ و یک خودکار بدبد و ارشون بخواین که اسم خودشون رو وسط این کاغذ ها بنویسن.

 

بعد هر کسی کاغذ خودشو با کاغذ یکی دیگه عوض کنه. مثلا علی کاغذ خودش رو با کاغذ محمود عوض می کنه. ازشون بخواین که شروع کنن به کامل کردن Personal Map همدیگه. یعنی علی در مورد محمود هرچی میدونه بنویسه و بلعکس. هر چی میدونن بنویسن (مثل علاقه ها، خانه، تفریح، ورزش، مسافرت و …) و هرچی نمیدونن با علامت سوال خالی بزارن هیچ شوالی از هم نپرسن.

 

بعد از تمام کردن مرحله قبل حالا ازشون بخواین در مورد علامت سوال ها ار هم سوال بپرسن و در مورد اونها با همدیگه صحبت کنن. اینجا دقیقا داره شناخت افزاد تیم نسبت به هم بیشتر میشه. نه تنها اونها از لحاظ فیزیکی به هم نزدیک هستند بلکه به مراتب ارتباط ذهنی نزدیک تری به دارند. لذت انجام این بازی در انتها برا تیم خیلی زیاده. میتونید تمام Personal Map ها رو در انتها برای مدتی روی دیوار اتاق تیم نصب کنید تا همه اونها رو مطالعه کنند.

 

آیا شما تا حالا به این موضوع فکر کردید یا تمرینی رو براش در تیم انجام دادین. خیلی خوشحال میشم اگر که اونها رو با من به اشتراک بگذارید. ممنون از مطالعه این مطلب

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *